-خب مادرک روزت را چگونه گذراندی؟
-غصه خوردم واسه ای خانومو که فیلمش دیدم
-کدوم؟
-همی خبرنگارو که زن یه نویسنده معروفی بود، خیلی خوشوم اومد ازش، خیلی شجاع بوده، رفته اسپانیا جنگ کرده بود ، شوهرش حسودیش می کرده، جدا شدن
-فهمیدم مارتا گلهورن را می گی، زن ارنست همینگوی
-ها همو ماری ، خیلی هم خوشگل بوده واسه دوره خودش
-حالا چرا غصه خوردی؟
خودکشی کرد اخرش، البته خوب کاری کرد، عمرش کرده بودا، اما دلمون سوخت ، حالو واسه ای که زنگ نزدم
-چی کار داشتی؟
- گفتم تو ای اینترنتو برام بگردی ببیبینی از این خانومو کتابی هم هست؟
-گلهورن؟
-نه او نویسنده مصریو که موهاش عین پنبه سفیده، جیگرش برم، خیلی هم روش زیاده، طرف زنارو می گیره
نوال سعداوی؟
-ها همو، فیلم اینم دیدم خیلی دوسش داشتم می خوام کتابش بوخونم
ای جووونم مادرک این یکی هم
ای جانم به مادرتون. خوشم میاد همینکه دیده ازش خوشش اومده دنبال کتابی ازش بلد بشه
عاشقشم خیلی ماهه خدا حفظ کنه
خدا برات حفظش کنه این مادر توی صفحه ها مجازی اینقدر دوست داشتنیه ببین اصلش چیه
بعضی وقتها اینقدر دلم میگیره
من مرده گنده بعضی وقتا
اینقدر مامانمو میخوام
حالا ببین چه نازی می کنه ها... اصل صفای کوچه ست.
خانم الا؟
این خط فارسی واقعا خوانشش فقط واسه ما فارسی زبانها امکان داره اونهم به این دلیل که به کلمات عادت کرده ایم. زیر و زبر کلمات عربی به هجای اون کمک می کنه اما در فارسی اگر به کلمه ای دو معنایی یا غریبه بربخوریم، ادا کردنش واقعا شانسیه.
یه خاطره بگم؟ من دبستانی که بودم دوست داشتم هرجا نوشته ای می بینم با صدای بلند بخونمش. یکبار روی قوطی پودر رختشویی رو میخوندم و با صدای بلند گفتم «محتوووی 250 گرم» هی مامانم آروم میگفتن «mohtavi»
اما من با لجاجت و بلند میگفتم ایناها نوشته «mahtooye»
یادش بخیر.
ایشالله فاز بعدی زندگیتون، فاز میانی باشه و اون رویای کلبه کنار دریا در ترکیه رو عملی کنید.
خانم زهره؟
جانتان سلامت، حالا که لو سیزن شده واسه کوچه گردی در تهرون. عَشَقه ها و پیچ های امین الدوله برگهاشون ریخته و ... کلان بازار کوچه گردی کساده.
منم لیستم رو میگذارم واسه های سیزن که سربلند باشه لیستم.
اگه دعاهاتون ردخور نداره، شما دعا کنین این خانم طلا، شب یلدا همگی رو دعوت کنن باغ شمالشون تا ازگیل (شمالی ها میگن کونوس) بخوریم و فال حافظ بگیریم.
ببخشید حواسم نبود
سلام به تمام خواننده های اینجا...
سلام به گیسو جان و مادر گرامی


سلام به الا بانوی عزیز
سلام به آقا سلام، آقا شما چقدر ماهید! چقدر خوبید! من این روزها دائم به فکر شما هستم (به جان شریفم راست میگم)، البته دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ! نمی دانم برایتان دعا هم کرده ام یا نه؟ اما خب اگر محتاج دعا باشید روی چشم دعا هم می کنم. در هر صورت خوبی های شما بر ما پوشیده نیست.
الان لوس شدی آقا سلام؟ جان من اسم کوچه ها رو رو کن... من نمی تونم سفر بیرون شهر و دشت و اینا برم حداقل کوچه گردی که حق مسلم ماست...
عزیزم چه ماهه این مادر
ای جان دلم!
اتفاقا دیشب مصاحبۀ خانوم نوال در «به عبارت دیگر» پخش شد چقدرم قشنگ بود!! بوس به مامی جان
ای واویلا! منظورم ترک به فتح " ت "بود.و خوش بحالتون با کوچه گردی. گذاشتم آنرا در فاز آخر زندگی ام. یعنی بعد از مهاجرت برعکس. اگر زنده باشم!اما محرم امسال در تهران شام غریبان را تجربه کردم. قشنگ بود. شمع روشن کردیم و دسته سینه زنی تماشا کردیم.
خانم الا؟
من هرگز نتونستم پای سریالهای ترک بنشینم. فقط حریم سلطان که اسم اصلی اش (سدهٔ باشکوه) بود رو تا حدی تعقیب میکردم. اونهم بدلیل موضوع پان تر. کیسم که در اون مطرح بود و اوضاع امروز ترکیه.
در کل فکر می کنم سریالهاشون فقط سر گرم میکنه.
یادتونه یه لیست داشتم از کوچه های دیدنی تهرون؟ قرار بود لوسم کنید تا لیستمو رو کنم؟ نکردید اونوقت خودم واسه پاییزگردی لیستمو باز کردم و رفتم.
بیابونگردی باید تیمی باشه تا مزه کنه.
آقا سلام
ترک تلویزیون از واجبات عصر حاضر است. آنهم فیلمهای تکراری دیدنش میگویند مکروه است. راستی شما چرا نرفتید پاییز گردی؟
من پاسخ آخر خانم طلا رو میدونم چی بوده.
خانم طلا به خانم مادرک: خو گوگل کن پیدا کنی!
پ.ن 1/ دنیای وارونه شده. کتابهایی که جوونا باید یدنبالش باشند تا دوای دردشون بشه.
پ.ن بیربط/ این شبکه آی سی سی یه هفته هست که مرتب یه خط در میون داش آکل و بزرگ مرد کوچک رو نشون میده. از بس دیدمشون کاراکترهاشون رو گاهی قاطی می کنم.