گیس طلا

در اینستاگرام و فیس بوکgisoshiraziهستم

گیس طلا

در اینستاگرام و فیس بوکgisoshiraziهستم

و چقدر دور است در جوانی

پیرمرد فاصله کوتاه تا مترو را سوار تاکسی شد و متوجه حیرت بقیه ، جلوی مترو که رسیدیم پول را داد و به راننده جوان گفت: اون همه شکوه و جلال جوانی به دهشاهی نمی ارزد وقتی قراره آدم پیر بشه

نظرات 5 + ارسال نظر
الا پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 18:47

خیلی خسته ام، منتظر من نباش کاپیتان
در دفتر سیر کس دیگری را بنویس
خیلی خسته ام ، منتظر من نباش کاپیتان

این شعر از ناظم حکمت است. بلندتره. نمیدونم ترجمه شده یا نه؟

سهیلا پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 08:25 http://nanehadi.blogsky.com

یه بار زانو درد شدید داشتم.یه همچین فاصله ای رو سوار ماشین شدم.بقیه همینجور تعجب کرده بودن.کم مونده بود شلوارم رو بزنم بالا زانوی ورم کرده رو نشونشون بدم.

تیلوتیلو چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 18:04 http://meslehichkass.blogsky.com/

عزیزدلم
و عجب حال هم را نمیفهمیم

سندباد چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 18:01

نباید حیرت کرد. باید این چیزا عادی بشه . هر دوره ای ویژگی های خودشو داره. .گرنه آدما خیلی اذیت میشن

ریحانه چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 15:20

چه جیگری بوده این پیرمرده. آخی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد