گیس طلا

در اینستاگرام و فیس بوکgisoshiraziهستم

گیس طلا

در اینستاگرام و فیس بوکgisoshiraziهستم

و خنده دار مهمانانی که تشکر کردن از خواهرا که خدا خیرتون بده ،چه گریه خوبی کردیم!

موقرمز رفته عروسی پسر عمو در روستای پدری اش

حگروه موسیقی در مجلس تانگو گذاشتن ،

 اون وقت به جای عروس و دوماد، خواهرهای موقرمز به یاد پدر متوفی رفتن با عمو  تانگو رقصیدن و اشک ریختند

حالا موقرمز فریاد زنان می گفت: آخه می خوام بدونم، بابامون   به عمرش اصلا رقصیده بود؟یا شما   تو عروسیتون  با بابا تانگو رقصیدید ؟ عمومون  با عصا راه می ره با شما تانگو برقصه؟ حالا  می رقصی چرا گریه می کنید وسط عروسی؟ 

نظرات 4 + ارسال نظر
mim.chista چهارشنبه 10 شهریور 1395 ساعت 00:06

خواهرهای موقرمز ایضا مهمونای گریان رابطه خوبی با پدراشون نداشتن لابد و یه جورایی داشتن جبران می کردن !
اما اینکه بیشتر ماها تحمل شاد بودن رو نداریم و کم میاریم حکایت غریبیه گیس طلا !
ماها تحمل زیبایی ، عشق ، آزادی و ... رو هم نداریم !
آموزش ندیدیم ! حتی گاهی احساس گناه می کنیم و خودمونو مستحقش نمی دونیم و می زنیم نابودش می کنیم . در مواجه با آثار هنری یا مناظر زیبا موبایلمونو سپر می کنیم و سعی در از بین برن چیزی میکنیم که به نظر خودمون بیهوده زیباست !

یـه دانشــجو سه‌شنبه 9 شهریور 1395 ساعت 16:24

و بازم ایرانیان غریب اندر غریب

بنفشه سه‌شنبه 9 شهریور 1395 ساعت 14:19

بندهٔ بی گناه خدا، عروس، چه کرده این وسط؟

سندباد سه‌شنبه 9 شهریور 1395 ساعت 13:54

حتماً آرزو داشتن باباشون رقص بلد بوده باهاشون تو عروسیشون تانگو می رقصیده ...
ولی مهمونا! مهمونا! ....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد