سلام.
بی ربط نوشت.ممنون گیس!
ممنون که مینویسی.باید زوتر ازینها میگفتم این ممنون رو.هر وقت دنیا تیره و تار میشه،وقتی دارم خودم رو میزنم به در و دیوار ؛ یکی از کارهایی که میکنم میرم سفرنامه آفریقا رو میخونم از روز اول تا بیست و نهم.معمولا به ماجرا پیرزن روی پای الهام میزنم خنده هام ناخودآگاه میشه... اینم یه جور درمان هست دیگه مشاورم جای خود بالاخره آدم خودشم باید بتونه حالش رو خوب کنه.
آره دیدیم، قشنگ بود مبارکت باشه
یه چایی هم نداد خستگی تون دربره؟
سلام.
بی ربط نوشت.ممنون گیس!
ممنون که مینویسی.باید زوتر ازینها میگفتم این ممنون رو.هر وقت دنیا تیره و تار میشه،وقتی دارم خودم رو میزنم به در و دیوار ؛ یکی از کارهایی که میکنم میرم سفرنامه آفریقا رو میخونم از روز اول تا بیست و نهم.معمولا به ماجرا پیرزن روی پای الهام میزنم خنده هام ناخودآگاه میشه... اینم یه جور درمان هست دیگه
مشاورم جای خود بالاخره آدم خودشم باید بتونه حالش رو خوب کنه.