X
تبلیغات
رایتل

statistics

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

گیس طلا
قالب وبلاگ

شما مرا به نام گیس طِلا می شناسید، نویسنده وبلاگی که تخیلش کرده اید و بارها  آن تخیل را برای من توصیف کرده اید

که مرا شاد و شوخ می بینید، که مرا شجاع و متهور می شناسید ، مرا کسی می بینید که بر سرنوشت خود یله زده است

و هیچکدام به ذهنتان نمی رسد که من هنوز  خواب پایان کودکی ام را می بینم 

کودکیی  که با برخورد راکت های سیاه به پشت خانه های سازمانی پادگان قلعه شاهین به پایان رسید

جنگ مرا از دشت  بابونه و شقایق  های زاگرس پرت کرد به دنیای وحشتناکی که  در آن پدر شاد و جوانم  در جبهه هایش ناپدید شد و نه سال بعد غریبه ای به خانه بازگشت، مادرم به زنی افسرده و سیاهپوش تبدیل شد و هیچوقت به قهرش با دنیا پایان نداد

و من هنوز هم به نزد مشاور می روم تا  بتوانم آن سالهای سکوت و سرما را در زیرزمین خانه دایی بزرگه فراموش کنم

سالهای که هر روزش چسبیدن به آن ضبط قدیمی برای شنیدن  خبرهای جنگ بود

و آرزوی اینکه ، این عملیات در غرب نباشد

جنگ را نباید آغاز کرد چرا که پایان ندارد ،عین نفرین های قدیمی تا هفت نسل ادامه دارد

و من همیشه تخیل می کنم که اگر جنگ رخ نداده بود، آن همه نیروی که در این سالها صرف جنکیدن با ترسهایم کردم 

موجب چه افرینش های که نمی شد  

  



[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 21:40 ] [ Giso ] [ نظرات (11) ]

دانشجو پیغام داده: استاد حضور داور سر جلسه دفاع ضروریه؟!

گفتم: نه بابا، احتیاجی نیست، فقط خودم و خودت می ریم سر جلسه ، بیست هم می دیم بهت!

گفت: شوخی  کردید استاد؟

!!!

[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 07:34 ] [ Giso ] [ نظرات (11) ]

در ماشین سکوت است ، از چرتم بیدار می شوم، صندلی جلو نشستم، راننده سواری تهران شمال آشناست، مرا به مسافر صندلی عقب معرفی می کند و می گوید، خانم دکتر خواهر قیامت من است، نشنیده بودم این اصطلاح را ، خواهر در قیامت

تعریف می کند از روستایش و کشاورزی و  کندوی عسل واقعی  که دارد، عسلی بدون شکر، خالص و از زخمها و دردهای می گوید که آن عسل درمانش می کند

بعد از ردیف کردن بیماری ها با حسرتی  طنزالود می گوید: اما تنها زخمی که درمان ندارد زخم زبان  است ، حتی با عسل

مسافر پشت سری می گوید: اونو عزرائیل درمان می کند

[ دوشنبه 27 شهریور 1396 ] [ 19:08 ] [ Giso ] [ نظرات (4) ]

نتایج کنکور آمده و دوستان و فامیل و اشنایان همه هیجانزده و درگیرند

و من حیرت زده ام از این جماعت درگیر!

نمی بینند؟ 

زمان بسیار تغییر کرده ، دیگر دانشگاه و رشته سرنوشت فرزند شما را شکل نمی دهد، دیگر دکتر و مهندس شدم الزامی بر امنیت مالی و شغلی نیست

این را که همه می دانیم

پس چرا این همه هیجان و استرس و پول که خرج می کنید؟

مدام از من می پرسند و مدام پاسخ می دهم، مهارتی را به فرزندتان بیاموزید

رشته ای برود که علاقمند است اما در کنارش مهارتی یاد بگیرد که در پایان این چهار سال،  اگر از دانشگاه فایده ای نبرد از آن مهارت ببرد

هرچه می خواهد باشد

کوزه گری

لوله کشی

انیمیشن 

چهار سال  مدت طولانی است برای استاد شدن در هر فنی

اینقدر رویابافی نکنید و در رقابت احمقانه والدین و مدارس و کلاس کنکورها فرو نروید که فقط جیب و اعصابتان آسیب نمی رسد

جوانیتان به شهر گا مهاجرت خواهد کرد

[ یکشنبه 26 شهریور 1396 ] [ 10:55 ] [ Giso ] [ نظرات (9) ]

همکاری دارم که ازش بیزارم، دلایلی هم دارم، دروغگو است، تهمت می زند  و بدتر از همه بیسواد است ، اطلاعاتش در حد کاردانی هم نیست چه برسد به دکترا، آن وقت اصرار دارد سخت ترین واحد ها را بگیرد و سر کلاس خاطره تعریف می کند

به شیوه خودم کاملا عواطفم را نشان دادم و از او دوری می کنم  ، اینقدر تابلو که تمام همکاران و دانشجویان هم می فهمند و طبعا انتظار دارم که او هم متوجه شود 

حالا او چه می کند؟ 

به گرمی سلام می کند، زمان  أمدن و رفتنم بلند می شود، مدام سر گفتگو را باز می کند ودر حالی که من نگاهش نمی کنم و سوالاتش را بله و خیر جواب می دهم ، جلوی جمع ضایعش می کنم  و اشتباهاتش را توی چشمش فرو می کنم و

و حیرتزده ام می کند وقتی می داند که می دانم لحظاتی پیش زیر آب مرا هم  زده و  همچنان به پاچه خواری اش ادامه می دهد 

حالا تصور کنید سر جلسه دفاع هستم و اون در حال دادن اطلاعاتی  کاملا غلط  ی است که تو تلگرام دانشجوم یه فیلم فرستاده از پنگوئنی ک می زنه تو سر یخ پنگوئن دیگه و می اندازتش تو آب و زیرش نوشته : عواطف شما نسب به فلانی

چنان خندیدم که فلانی جمله اش یادش رفت و تا گردن قرمز شد


[ شنبه 25 شهریور 1396 ] [ 08:19 ] [ Giso ] [ نظرات (7) ]

   1      2      3      4      5      ...      76    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 224787

  • paper | فارسی بوک | ماه موزیک